السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
70
سيره معصومان ( فارسي )
اميه فرزندان خلف و بنا به نقل تفسير كشاف با عتبه و شيبه فرزندان ربيعه و ابو جهل و عباس و امية بن خلف و وليد بن مغيره مشغول گفتوگو بود و داشت آنان را به اسلام فرا مىخواند و اميدوار بود كه آنان به اسلام بگروند . در اين حال عبد اللّه بن ام مكتوم بانگ برداشت : اى رسول خدا آن چه را خداوند به تو آموخته برايم بخوان و به من بياموز . عبد اللّه كه نمىديد پيامبر با عدهاى مشغول صحبت است ، اين سخن را چند بار تكرار كرد . پيامبر ( ص ) از اين كه كلامش قطع شد ، روى درهم كشيد و پاسخ عبد اللّه را نداد و همچنان به صحبت با آن جمع سرگرم شد . در اين هنگام اين آيات نازل شد : « روى ترش كرد و پشت نمود كه كورى نزدش آمده بود و تو چه مىدانى شايد او پاكيزگى جويد يا نپذيرد و او را سودمند افتد . اما آن كه بىنيازى جست ، تواش پذيرفتى و بر تو نيست كه آيا او پاكيزگى جويد اما آن كه به نزد تو آمد در حالى كه مىدويد و مىترسيد پس تو از او سرگرمى جستى ( روى برگرداندى و به كار ديگر مشغول شدى ) . » « 161 » پس از اين واقعه ، پيغمبر ( ص ) عبد اللّه بن ام مكتوم را گرامى مىداشت و هرگاه او را مىديد مىفرمود : مرحبا به كسى كه خداوند مرا به خاطر او عتاب كرد و چندين بار او را به جانشينى خود در مدينه گماشت . مؤلف مجمع البيان و عدهء ديگرى از نويسندگان ، همين ماجرا را نقل كردهاند . سيد مرتضى در كتاب تنزيه الانبياء و الائمه در اين باره گويد : ظاهر اين آيات نشان نمىدهند كه اين آيات در مورد آن حضرت نازل شده باشد . همچنين اين آيات دلالت بر خطايى بودن آنها نمىكند بلكه خبر محض هستند و دربارهء كسى كه اين آيات براى او نازل شده صراحت ندارند . بلكه با تأمل در اين آيات مىتوان فهميد كه در مورد شخصى جز پيامبر ( ص ) نازل شدهاند . اين آيات شخص مورد نظر را به صفت عبوس ياد كردهاند حال آن كه پيغمبر در قرآن به صفتى جز عبوس ياد شده است . پيغمبر ( ص ) حتى با دشمنان منكر اسلام ، ترشرويى نشان نمىداد تا چه رسد به مؤمنانى كه طالب هدايت بودند . در اين آيات آمده است كه اين شخص به توانگران مشغول شده و از فقرا روى برگردانده است حال آن كه پيغمبر داراى چنين صفاتى نبوده و اين امر با اخلاق ملاطفتبار پيامبر و مهربانى و دلسوزى آن حضرت نسبت به اقوامش ، همانندى ندارد . چگونه خداوند به پيامبر مىگويد اگر آن شخص ( توانگر ) پاكيزگى نجويد بر تو تكليفى نيست در حالى كه پيامبر براى فراخوانى و توجه دادن قومش برانگيخته شده بود ؟ و چگونه پيامبر در اين باره تكليفى نداشت ؟ در حالى كه اين قول باعث مىشود كه پيامبر از مؤمن كردن قومش دست بردارد ! ! واقعيت آن است كه اين سوره دربارهء فردى از ياران رسول خدا ( ص ) نازل شده و ترشرويى از سوى اين فرد صورت پذيرفته بود . به هر حال اگر ندانيم اين سوره دربارهء چه كسى نازل شده همين اندازه مىدانيم كه اين شخص ،
--> ( 161 ) . عبس / 10 - 1 ؛ عَبَس وَ تَوَلَّى أَن جاءَه الْأَعْمى وَ ما يُدْرِيك لَعَلَّه يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَه الذِّكْرى أَمَّا مَن اسْتَغْنى فَأَنْت لَه تَصَدَّى وَ ما عَلَيْك أَلَّا يَزَّكَّى وَ أَمَّا مَن جاءَك يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْت عَنْه تَلَهَّى .